سفارش تبلیغ
صبا
 

جوانمرد مسلمان

 
 

 
 


basirat@gmail.com

 

 

موضوعات

25 بهمن ، رسانه سبز ایران ، جلبک (1)

آرامش ، خانه، مخوف ، تفویض، گناه ، حواس پرتی (1)

ارزشمند ، امام صادق (ع) ، درس (1)

استبداد ، محمد رضا شاه ، دهه فجر ، مردم ، کودتا (1)

اسلام ، امام خمینی ، دانشگاه ،دیدگاه (1)

اعدام ، متجاوز ، دختر جوان (1)

الجنادریه ،کمک ،شورای سبز ،دستگاه امنیتی رژیم سعودی (1)

امام باقر(ع)،بیزاری ، تنبلی ، کسب ، کار، ، توصیه ، تجارت، کشاورز (1)

امام جواد (ع)، شهادت ، امام محمدتقی (ع)، (1)

امام حسین ، امام زمان ، الگو یار ، امام سجاد ، روز پاسدار ، اسلا (1)

امام خمینی ، جمهوری ، اسلامی، صحیفه (1)

امام خمینی ، ملت ابران ، انتخابات ،شیطان (1)

امام زمان ، شناخت ، عدم ،مثبت ، منفی ، آثار ، حضرت آیت الله جواد (1)

امام محمد باقر، مبارزه ، اندیشه ، خوارج ،دروغ پردازان ، غالیان، (1)

امام هادی ، حکمرانان، نهضت علویان، سیاسی ، اجتماعی ، دربار ، عاط (1)

انسان ، انقلاب ، بی قرار ،سنت ، الهی (1)

انقلاب اسلامی ، ایران ، بهمن ، دهه فجر ، پیروز ، مردم (1)

انقلاب اسلامی ، وحدت ، منادی، امام خمینی (1)

ایران ، انقلاب اسلامی ، امام خمینی (1)

ایران ، مردم ، مقاومت ، انتخابات ، 12 اسفند (1)

ایمان ، ایثار ، شهادت ، امام خمینی ، صحیفه (1)

برهنگی ، حقوق زن ، زنان ، زنان کارگر ، سفسطه (1)

بی بی سی ، جلبک ، سبز ، 25 بهمن (1)

بی بی سی فارسی ، استخدام ، گزارشگر (1)

پیشگیری ، سرما خوردگی (1)

توصیه، مهم ، شنیدنی، آیة الله وحید خراسانی (1)

جنبش سبز ، جلبک ، راهپیمایی ، 25 بهمن (1)

جک ، طنز ، انتخابات ، شب ، مجلس (1)

حضرت فاطمه ، انسان ، کامل، صفات ، (1)

حضرت محمد (ص) ، حضرت علی (ع) ، لیلة المبیت (1)

حق ، خدا ،امام صادق (ص) (1)

خشم ، خدا ، آثار ، امام صادق، هشلم بن حکم ، امام علی ، امام محمد (1)

خود باوری ، امام خمینی ، صحیفه (1)

دختر ، آزار ، اذیت ، جنسی ، خواستگار (1)

دزد ، قران (1)

دعا ، شفا ، درمان ، نعمت ، مومن (1)

دعای غریق ، عبدالله بن سنان ،آینده روشن ، حضرت صادق (ع) ، بحار ا (1)

دموکراسی ، رژیم ، اسرائیل،رژیم صهیونیستی (1)

دیدگاه حضرت امام خمینی، آزادی مردم ، انتخابات ، تبلیغات سالم ، ر (1)

دیه ، ارث ، مرد ، زن ، احکام شرعی ، فضیلت (1)

رجعت ، شیعیان ، مهدویت ،سیره ائمه (1)

رزق ، روزی ، خدا ، غیر خدا ، تقوا (1)

رهنمودهای امام خمینی ، ضرورت تداوم ،حماسه حضور مردم ، معیار، انت (1)

روستا ، فردو ، هسته ای (1)

زنا ، غیبت ، توبه (1)

زندگی ، پیامبر اکرم ، دعوت ، جهاد ،رفتار با مردم ،ذکر و عبادت ال (1)

ساده زیستی ، مقام معظم رهبری (1)

سال 1391 ، تولید ، ملی ، حمایت ، کار و سرمایه ایرانی (1)

سخن ، حکمت ، اندرز، قصار ، امام صادق(ع) (1)

شیطان ، شکم ، یحیی (1)

شیطان ، گناه (1)

شکرگزارى، نعمت‏هاى مادى، نعمت‏هاى معنوى، ریزش نعمت‏ها، نعمت‏هاى (1)

عرفا ، سیاست حکومت، تدبیر ،تربیت (1)

فتنه ،شبهه ،مردم ، باور ،قرآن ، اسلام (1)

فرمانده کل سپاه ، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری ،تنگه هرمز (1)

فرهنگ ، استفاده ، زرنگی (1)

فساد ، پدر ، مادر ، آیه 223 سوره بقره (1)

فضائل، اخلاق، رذائل، دوست ، اسلام (1)

فقر (1)

فیس بوک ، اختلالات غذایی (1)

قرآن ، صابران ، مومنان ، مجاهدان ،رستگاران ، مهاجران ، بندگان حض (1)

قربانی ، خشونت جنسی ، انگلستان ، دختر (1)

گشایش ، خدا ، ازدواج ، انتخاب همسر، اقتصاد،مهریه، (1)

گناه ، عوارض ، عمومی ، خصوصی (1)

مراجع تقلید ، مشارکت گسترده ، مشارکت آگاهانه ،انتخابات مجلس (1)

مردم سالاری ، امام خمینی ، صحیفه (1)

مطالبات ، مقام معظم رهبری ، جهاد اقتصادی (1)

مقام معظم رهبری ، برگه رای ، انتخابات (1)

مناظره ، امام صادق (ع) ، منکر خدا ، (1)

مهاجرانی ، نوری زاده ،ملک عبدالله ، جیره خوار ، عربستان (1)

نوری زاده ، عطاء الله مهاجرانی ،عربستان (1)

نیمه شعبان ، امام زمان ، شب قدر، امام سجاد (1)

همبستگی ، ولایت، افراط، خشم، خوشحالی (1)

والدین ، دین ، کودکان ، تربیت ، آموزه های دینی ، نماز (1)

وزارت اطلاعات ، اطلاعات ، تلفن ، موبایل ، تخلیه (1)

وصیت ، امام صادق ، نماز ، شفاعت ، اهل بیت ، سفارش (1)

وصیت ، شیعیان ، امام جعفر صادق (ع) (1)

ولایت ، ولی فقیه، ولایت فقیه (1)

ولایت فقیه ، امام خمینی ، صحیفه (1)

ولی فقیه ، کمونیست ،کانال جدید ، آیت الله خامنه ای (1)

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

سایت روستای چشام (Chesham.ir)

دانایان

رشادت

جوانمردان

خبرگزاری فارس

رجا نیوز

صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تحلیلی قلم پرس

 

مطالب اخیر

آثار خشم خدا چیست؟!

چرا دیه زن نصف دیه مرد می باشد؟

بازگشت امام خمینی (ره) به ایران و آغاز دهه فجر مبارک باد

چرا غیبت از زنا بدتر است ؟

ایستگاه شکم

معنی ایمان چیست؟

 
 
 

خبرنامه

   
 
 

امکانات جانبی

پیام‌رسان
نقشه سایت
اوقات شرعی
RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

پرهیزگاران، جوانمردان واقعی ...
آیین صالحین
 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 43386
بازدید امروز :45
بازدید دیروز : 8
تعداد کل پست ها : 118

 

فقـــــر اینه که ...

فقـــــر اینه که ...

    فقر اینه که 2 تا النگو توی دستت باشه و 2 تا دندون خراب توی دهنت؛

    فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

    فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

    فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما تاریخ کشور خودت رو ندونی؛

    فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در 3 ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

    فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

    فقر اینه که ماشین 40 میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

    فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

    فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

    فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

    فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

    فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت باشه؛

و.......

منبع : عصر ایران



چهارشنبه 91 فروردین 23 | نظر بدهید

طبقه بندی: فقر

 

معرفى چهره‏ هاى پاک در قرآن‏

معرفى چهره‏ هاى پاک در قرآن‏

 آنان که داراى سرمایه امیدند- امید به حیات پاک و آخرت آباد و امید براى بدست آوردن مایه‏هاى انسانى و امید به بقاى حق، و خشنودى الهى و سعادت دنیا و آخرت- بهترین حالت طلب را دارند


 

خبرگزاری فارس: معرفى چهره‏هاى پاک در قرآن‏

در این مقال به معرّفى چهره‏هاى پاکى که لازم است انسان در تمام طول عمر با آنان همراه باشد، مى‏پردازیم؛ زیرا همراهى با آنان پر منفعت‏ترین تأثیر را در همه حیات آدمى دارد.

آیه اول: چهره‏هاى پاک در قرآن‏

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى‏ حُبِّهِ ذَوى‏الْقُرْبَى‏ وَالْیَتَامَى‏ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ الْسَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِى الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِى الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوْا وَأُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏] «1».

نیکى این نیست که روى خود را به سوى مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکى [واقعى و کامل که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات‏] کسانى است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده‏اند، و مال و ثروتشان را با آن که‏ دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادى‏] بردگان مى‏دهند، و نماز را [با همه شرایطش‏] برپاى مى‏دارند، و زکات مى‏پردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستى و تهیدستى و رنج و بیمارى و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین‏دارى و پیروى از حق‏] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.

در این آیه دقت کنید، خداى بزرگ براى معرّفى و شناساندن نیکان روزگار پانزده خصیصه و ویژه‏گى بیان مى‏دارد، چنانچه این موارد عالى در وجود کسى پیدا و به این واقعیّت‏ها آراسته شد، انسان باید در طلب دوستى با او جدیّت کند و خود را با چنین منبع لطفى پیوند زده و از درخت پر ثمر وجود او همان سود را ببرد که خود او برده است، آرى، امیدوار، به چه چیزى امید دارد، اگر امید به مواد مادى عالم است و طلب تنها در آن مسیر است که این امید را همه حیوانات و کلیّه جانوران دارند.

انسان باید غیر از امیدهاى مادّى به بهترین امیدهاى معنوى هم وصل گردد و از پس آن بهترین خواسته را پیدا کرده و سپس به آن خواسته‏ها جامه عمل بپوشاند. این میسّر نیست مگر با چنگ زدن به دامن اولیا و اتّصال به ذیل عنایت پاکان و نیکان.
ادامه مطلب

سه شنبه 91 فروردین 15 | نظر بدهید

 

سه صحنه، از زندگی پیامبر اکرم (ص)

سه صحنه، از زندگی پیامبر اکرم (ص)

 راز اصلی عبودیت پیامبر در مقابل خدا این است؛ هیچ قدرتی را در مقابل خدا به حساب نیاوردن ، از او واهمه نکردن، راه خدا را به خاطر اهوای دیگران قطع نکردن.

 

خبرگزاری فارس: سه صحنه، از زندگی پیامبر اکرم (ص)

خدای متعال به ما مسلمانان دستور داده است که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز زندگی است. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود، بلکه در رفتار خود، در هیأت زندگی خود، در چگونگی معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان ، در معامله اش با دشمنان و بیگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه چیز اسوه و الگوست.

جامعه ی اسلامی ما آن وقتی به معنای واقعی کلمه جامعه ی اسلامی کامل است، که خود را بررفتار پیامبر منطبق کند. اگر به طور صد در صد مثل رفتار آن حضرت عملی نیست - که نیست- لااقل شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عکس جریان زندگی نبی اکرم بر زندگی ما حاکم نباشد؛ در آن خط حرکت بکنیم.

صحنه ی دعوت و جهاد

در سه صحنه از صحنه های مهم زندگی، جملات مختصری از آن بزرگوار عرض می کنم. البته در این باب کتابهای مفصل نوشته شده است و سخن، طولانی تر و مبسوط تر از آن است که در گفتارهایی از این قبیل بشود حق آن را ادا کرد. از هر خرمن گلی، خوشه یی بادی چید؛ برای این که در ذهن ما یاد آن بزرگوار همیشه زنده باشد.

صحنه ی اول از زندگی پیامبر، صحنه ی دعوت و جهاد بود.کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت، و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد.

چه آن روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سران متکبر عرب، صنادید قریش وگردنکشان، با اخلاقهای خشن و با دستهای قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه ی مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت ، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند؛ وچه آن وقتی که حکومت اسلامی تشکیل داد وخود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت.

آن روز هم دشمنان و معارضان گوناگونی در مقابل پیامبر بودند؛ چه گروههای مسلح عرب- وحشیهایی که در بیابانهای حجاز و یمامه، همه جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آنها را اصلاح می کرد وآنها مقاومت می کردند- و چه پادشاهان بزرگ دنیای آن روز- دو ابر قدرت آن روز عالم؛ یعنی ایران و امپراتوری روم که پیامبر نامه ها نوشت، مجادله ها کرد، سخنها گفت، لشکرکشیها کرد، سختیها کشید، در محاصره ی اقتصادی افتاد کار به جایی رسید که مردم مدینه گاهی دو روز و سه روز، نان برای خوردن پیدا نمی کردند.

تهدیدهای فراوان از همه طرف پیامبر را احاطه کرد. بعضی از مردم نگران می شدند، بعضی متزلزل می شدند، بعضی نق می زدند، بعضی پیامبر را به ملایمت و سازش تشویق می کردند؛ اما پیامبر در این صحنه ی دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستی نشد و با قدرت، جامعه ی اسلامی را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود که به برکت ایستادگی پیامبر در میدانهای نبرد و دعوت، در سالهای بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.

صحنه ی رفتار با مردم

صحنه دوم از زندگی پیامبر، رفتار آن حضرت با مردم بود. هرگز خلق و خوی مردمی و محبت و رفق به مردم و سعی در استقرار عدالت در میان مردم را فراموش نکرد؛ مانند خود مردم و متن مردم زندگی کرد؛ با آنها نشست و برخاست کرد؛ با غلامان و طبقات پایین جامعه، دوستی و رفاقت کرد؛ با آنها غذا می خورد؛ با آنها می نشست؛ با آنها محبت و مدارا می کرد.

قدرت ، او را عوض نکرد؛ ثروت ملی، او را تغییر نداد؛ رفتار او در دوران سختی و در دورانی که سختی برطرف شده بود، فرقی نکرد؛ در همه حال با مردم و از مردم بود؛ رفق به مردم می کرد و برای مردم عدالت می خواست.

در جنگ خندق، وقتی که مسلمین در مدینه از همه طرف تقریباً محاصره بودند و غذا به مدینه نمی آمد و آذوقه ی مردم تمام شده بود، به طوری که گاهی دو روز، سه روز کسی غذا گیرش نمی آمد که بخورد، در همان حال پیامبر اکرم خودش در خندق کندن در برابر دشمن، با مردم مشارکت می کرد و مانند مردم گرسنگی می کشید.

در روایت دارد، فاطمه ی زهرا(س) که برای حسن و حسین- که کودکان خردسالی بودند- مقداری آرد دست و پاکرده بود و نان مختصری پخته بود، دلش نیامد که پدر خود را گرسنه بگذارد. تکه یی از آن نانی که برای بچه ها پخته بود، برای پدرش برد. پیامبر فرمود: دخترم! از کجا آورده ای؟ گفت: مال بچه هاست. پیامبر لقمه یی در دهانشان گذاشتند و خوردند.

طبق روایت- که گمان می کنم سند روایت هم سند معتبر است - پیامبر فرمود: من سه روز است که هیچ چیز نخورده ام! بنابراین ، او مثل خود مردم و در کنار مردم بود وبا آنها رفق ومدارا می کرد؛ چه در این حالت، و چه در دورانی که سختیها برطرف شده بود، مکه فتح شده بود، دشمنان منکوب شده، بودند و همه سرجای خود نشسته بودند.

بعد از فتح طائف، غنایم زیادی به دست پیامبر رسید. و او آنها را بین مسلمین تقسیم می کرد. عده یی از مسلمانان ایمانهای راسخ داشتند، که آنها کنار بودند؛ عده یی از مسلمانان و قبایل اطراف مکه و طائف بودند، که بر سر پیامبر ریختند و غنیمت خواستند؛ پیامبر را اذیت کردند، محاصره کردند؛ پیامبر می داد، می گرفتند؛ اما باز می خواستند! کار به جایی رسید که عبای روی دوش پیامبر هم به دست این عربهای تازه مسلمان ناهموار و خشن افتاد! این جا هم که در اوج عزت و قدرت بود، پیامبر باز با مردم با همان رفق، با همان مدارا و با همان خوشرویی رفتار کرد؛ با خوش اخلاقی و خوش خلقی صدایش را بلند کرد وگفت: « ایها الناس ردوا علی بردی» (1) ؛ ای مردم! عبایم را به من برگردانید! این، وضع معاشرت پیامبر با مردم بود.

پیامبر با غلامان نشست و برخاست می کرد و با آنها غذا می خورد. او بر روی زمین نشسته بود و با عده یی از مردمان فقیر غذا می خورد. زن بیابان نشینی عبور کرد و با تعجب پرسید: یا رسول الله! تو مثل بندگان غذا می خوری؟! پیامبر تبسمی کردند وفرمودند: «ویحک ای عبد اعبد منی» (2)؛ از من بنده تر کیست؟

او لباس ساده می پوشید.هر غذایی که درمقابل او بود وفراهم می شد، می خورد؛ غذای خاصی نمی خواست؛ غذایی را به عنوان نامطلوب رد نمی کرد.درهمه ی تاریخ بشریت، این خلقیات بی نظیر است. درعین معاشرت، او در کمال نظافت و طهارت ظاهری و معنوی بود، که عبدالله بن عمر گفت:

«ما رایت احدا اجود ولا انجد ولا اشجع ولا اوضا من رسو ل الله» (3) ؛ از او بخشنده تر و یاری کننده تر و شجاعتر و درخشانتر کسی را ندیدم. این، رفتار پیامبر با مردم بود؛ معاشرت انسانی، معاشرت حسن ، معاشرت مانند خود مردم، بدون تکبر، بدون جبروت. با این که پیامبر هیبت الهی و طبیعی داشت و در حضور او مردم دست و پای خودشان را گم می کردند، اما او با مردم ملاطفت وخوش اخلاقی می کرد.

وقتی در جمعی نشسته بود،شناخته نمی شدکه او پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است. مدیریت اجتماعی و نظامی او در حد اعلی بود و به همه کار سر می کشید.البته جامعه، جامعه ی کوچکی بود؛ مدینه بود و اطراف مدینه، وبعد هم مکه و یکی، دوشهر دیگر؛ اما به کار مردم اهتمام داشت و منظم ومرتب بود.

در آن جامعه ی بدوی، مدیریت ودفتر وحساب ومحاسبه وتشویق وتنبیه را در میان مردم باب کرد. این هم زندگی معاشرتی پیامبر بود، که باید برای همه ی ما- هم برای مسؤولان کشور، هم برای آحاد مردم- اسوه و الگو باشد.

صحنه ی ذکر و عبادت الهی

و بالاخره صحنه ی سوم از زندگی پیامبر، ذکر و عبادت الهی آن حضرت بود. پیامبر با آن مقام و با آن شأن و عظمت، از عبادت خود غافل نمی شد؛ نیمه ی شب می گریست و دعا واستغفار می کرد. ام سلمه یک شب دید پیامبر نیست؛ رفت دید مشغول دعا کردن است و اشک می ریزد و استغفار می کند وعرض می کند: «اللهم ولا تکلنی الی نفسی طرفه عین» (4)

ام سلمه گریه اش گرفت. پیامبر از گریه ی او برگشت و گفت: این جاچه می کنی؟ عرض کرد: یا رسول الله! تو که خدای متعال این قدر عزیزت می دارد و گناهانت را آمرزیده است. - «لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک وما تاخر».( 5) چرا گریه می کنی و می گویی خدایا ما را به خودمان وانگذار؟ فرمود: «وما یؤمننی»؛ اگر از خدا غافل بشوم، چه چیزی من را نگه خواهد داشت.

این برای ما درس است.در روز عزت، در روز ذلت، در روز سختی، در روز راحتی، در روزی که دشمن انسان را محاصره کرده است، در روزی که دشمن با همه ی عظمت، خودش را بر چشم و وجود انسان تحمیل می کند، و در همه ی حالات خدا را به یاد داشتن، خدا را فراموش نکردن، به خدا تکیه کردن، از خدا خواستن، این، آن درس بزرگ پیامبر به ماست.

انقلاب برای این است که ارزشها در جامعه تغییر کند

خدای متعال در همه ی صحنه ها به یاد پیامبر بود، ورسول اکرم در همه ی صحنه ها از خدا استمداد کرد، از خدا خواست واز غیر خدا نترسید و نهراسید. راز اصلی عبودیت پیامبر در مقابل خدا این است؛ هیچ قدرتی را در مقابل خدا به حساب نیاوردن ، از او واهمه نکردن، راه خدا را به خاطر اهوای دیگران قطع نکردن.

جامعه ی ما با درس گرفتن از این اخلاق نبوی، باید به یک جامعه ی اسلامی منقلب شود. انقلاب برای این نیست که کسانی بروند و کسان دیگری بیایند؛ انقلاب برای این است که ارزشها در جامعه تغییر کند؛ اعتبار و ارزش انسان به عبودیت خدا باشد؛ انسان بنده ی خدا باشد، برای خدا کار کند، از خدا بترسد، از غیر خدا نترسد، از خدا بخواهد، در راه خدا کار و تلاش کند، در آیات خدا تدبر کند، عالم را درست بشناسد، کمر به اصلاح مفاسد جهانی و بشری ببندد و از خود شروع کند؛ هر کدام ما از خودمان شروع کنیم. (6 )

پی نوشت :

1. بحار الانوار، ج16، ص226.

2. بحار الانوار، ج16، ص225.

3. بحارالانوار، ج16، ص231.

4. بحار الانوار، ج14 ، ص 384.

5. فتح: 2.

6. حدیث ولایت، ج8، صص 110-115.

منبع: شخصیت و سیره معصومین (ع) در نگاه مقام معظم رهبری



سه شنبه 91 فروردین 15 | نظر بدهید

طبقه بندی: زندگی ، پیامبر اکرم ، دعوت ، جهاد ،رفتار با مردم ،ذکر و عبادت ال

 

معنای اسلامی شدن دانشگاه از منظر امام خمینی(ره)

معنای اسلامی شدن دانشگاه از منظر امام خمینی(ره)

 آن‌چه که ما می‏خواهیم بگوییم این است که دانشگاه‏های ما، دانشگاه‏های وابسته است، دانشگاه‏های ما دانشگاه‏های استعماری است، دانشگاه‏های ما اشخاصی را که تربیت می‏کنند تعلیم می‏کنند، اشخاصی هستند که غرب‌زده هستند.

 

خبرگزاری فارس: معنای اسلامی شدن دانشگاه از منظر امام خمینی(ره)

... بعضی گمان کردند که کسانی که اصلاح دانشگاه‏ها را می‏خواهد و می‏خواهند دانشگاه‏ها اسلامی باشد این است که گمان کردند که این اشخاص توهم کردند که علوم دو قسم است، هر علمی دو قسم است، علم هندسه یکی اسلامی است، یکی غیر‌اسلامی، علم فیزیک یکی اسلامی است یکی غیر‌اسلامی، از این جهت اعتراض کردند به این‌که علم، اسلامی و غیر‌اسلامی ندارد.

و بعضی توهم کردند که این‌ها که قائلند به این‌که باید دانشگاه‏ها اسلامی بشود یعنی فقط علم فقه و تفسیر و اصول در آن‌جا باشد یعنی همان شأنی را که مدارس قدیمه دارند باید در دانشگاه‏ها هم همان تدریس بشود. این‌ها اشتباهاتی است که بعضی می‏کنند یا خودشان را به اشتباه می‏اندازند.

آن‌چه که ما می‏خواهیم بگوییم این است که دانشگاه‏های ما، دانشگاه‏های وابسته است، دانشگاه‏های ما دانشگاه‏های استعماری است، دانشگاه‏های ما اشخاصی را که تربیت می‏کنند تعلیم می‏کنند، اشخاصی هستند که غرب‌زده هستند، معلمین بسیاریشان غربزده هستند و جوان‏های ما را غربزده بار می‏آورند ما می‏گوئیم که دانشگاه‏های ما یک دانشگاه‏هایی که برای ملت ما مفید باشد نیست....

ما دانشگاه داشتیم و داریم و برای تمام شؤونی که یک ملت زنده لازم دارد احتیاج به غرب داریم. ما که می‏گوییم دانشگاه باید از بنیان تغییر بکند و تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد نه این است که فقط علوم اسلامی را در آن‌جا تدریس کنند، نه این‌که علوم دو قسمند، هر علمی دو قسم است یکی اسلامی و یکی غیر‌اسلامی...

ما نمی‏خواهیم بگوییم ما علوم جدیده را نمی‏خواهیم، ما نمی‏خواهیم بگوییم که علوم دو قسم است که بعضی مناقشه می‏کنند عمدا یا از روی جهالت، ما می‏خواهیم بگوییم دانشگاه‏های ما اخلاق اسلامی ندارند، دانشگاه ما تربیت اسلامی ندارد.
ادامه مطلب

سه شنبه 91 فروردین 15 | نظر بدهید

 

اختلالات غذایی

اختلالات غذایی

محققان آمریکایی با نشانه رفتن انگشت اتهام خود به سوی فیس‌بوک، نشان دادند که این شبکه‌های اجتماعی خطر اختلالات غذایی را افزایش می‌دهند.

نتایج تحقیق جدیدی که در مرکز اختلالات غذایی بالتیمور انجام شده است، نشان می دهد که شبکه های اجتماعی چون "فیس بوک" تاثیر بسیار منفی روی افرادی می گذارند که از مشکلات اضافه وزن رنج می برند و می توانند آنها را به سوی اختلالات غذایی حاد سوق دهند. این مشکل به ویژه نوجوانان را تهدید می کند.

این پژوهشگران به طور نمونه 600 کاربر فیس بوک در سنین بین 16 تا 40 سال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که بیش از نیمی از این شرکت کنندگان زمانی که به عکسهای خود نگاه می کنند و آنها را با عکسهایی که دیگران در این شبکه ها به اشتراک می گذارند مقایسه می کنند، از بدن خود ناراضی هستند.

75 درصد از کاربران سایت "مارک زوکربرگ" اظهار داشتند معتقدند که باید لاغر شوند و حتی سیستمهای نظرخواهی (کامنت گذاری) نیز به بهتر شدن این موقعیت کمکی نمی کنند.

بر اساس گزارش نیویورک دیلی نیوز، به گفته شرکت کنندگان در این تحقیق، دوستان آنها به دفعات قضاوتهای خود را درباره وضعیت زیبایی شناختی آنها بیان می کنند، اما این نظرات نمی توانند مفهوم جعلی لاغر و زیبا بودن را در این کاربران تقویت کنند.



سه شنبه 91 فروردین 15 | نظر بدهید

طبقه بندی: فیس بوک ، اختلالات غذایی

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin